محمد الريشهري
441
علم و حكمت در قرآن و حديث ( فارسى )
ضد ارزشها در اسلام كه برهمه مردم واجب است و يادگيرى هر شخص موجب سقوط تكليف از ديگرى نمىشود . ب : علومى كه تحصيل آن واجب كفايى « 1 » است : دانشىكه مقدمه سازندگىو تأميننيازهاى اجتماعى است ، و جامعهبدون آن قادر بهادامهحياتنيست و يا با مشكل جدّى روبرو مىشود و يا نمىتواند در مقابل تهاجم احتمالى دشمن از خود دفاع كند ، تحصيل آنها بر افرادى از جامعه كه توان تحصيل آن دانش را دارند واجب كفايى است . بدين معنى كه بر همه كسانى كه استعداد تحصيل آن دانش را دارند ، واجب است آن دانش را بياموزند ؛ ولى اگر عدهاى به اندازه كفايت براى آموختن آن اقدام كردند ، تكليف از ديگران ساقط مىشود . بر اين اساس تعدّد رشتههايى كه تحصيل آن واجب كفايى است ، به تناسب نيازهاى جامعه در زمانهاى مختلف متفاوت است ؛ مثلًا تحصيل دانش اتم شناسى در شرايطى كه جامعه اسلامى نيازمند به آن نباشد ، واجب نيست ؛ ولى در شرايطى كه مردم مسلمان براى دفاع از خود نيازمند به آن هستند ، به موجب آيه « وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ » « 2 » يعنى « و در برابر آنان هر نيرويى كه مىتوانيد فراهم آوريد » ، تحصيل آن واجب كفايى است و در صورتى كه اشخاص با استعداد كه مستعد براى تحصيل اين دانش هستند محدود باشند ، وجوب كفايى در مورد آنها تبديل به وجوب عينى مىگردد . 2 آموختن مستحب هر دانشى كه مقدمه تقويت بنيه مادى و يا معنوى فرد يا جامعه است ، ولى بدون آن ضربه اى به نيازهاى اصولى انسان وارد نمى شود ، تعلّم آن ممدوح و مستحب است ، و اگر كسى آن دانش را با انگيزه الهى بياموزد ، نزد خداوند متعال
--> ( 1 ) واجب كفايى تكليفى است كه از عموم مردم خواسته شده است و انجام آن توسط فرد يا گروهى موجب سقوط آن از ديگران مىگردد . ( 2 ) الأنفال : 60 .